ساعات کاری خدمات در ماه مبارک رمضان

کاتالوگ محصولات

ابزار و امکانات

افراد آنلاین

هم اکنون 1 user و 4 guests آنلاین هستند.

کاربران آنلاین

  • Rasoulgb

آمار سايت

لذت از ادبیات

5 replies [آخرین ارسال]
Knight
عکس های Knight
User offline. Last seen 3 weeks 5 days ago. Offline
عضویت: 11/15/1387

عیب شیرین دهنان نیست که خون می ریزند

جرم صاحبنظران است که دل می بندند

 

در دنیای ماشینی امروز و مخصوصا در این روزمرگی که ما آدم ها هر روز بیشتر دچارش میشیم، فقدان معنویت روز به روز بیشتر احساس میشه. فاصله گرفتن آدم ها از معنویت، فاصله از معنا، فاصله از ارزش و فاصله از شادی و خوشبختیه. ادبیات ما یک منبع غنی و بسیار لطیف برای شکستن روزمرگی و ورود شادی و معنویت به زندگی نسل امروزه. به خصوص که از جنس خود ماست. از زبان ما، آشنا با طبع و فرهنگ و اقلیم خود ما ایرانی ها. ادبیات ما نه وارداتیست و نه تحمیلی، به خاطر همین بسیار دلنواز و دلنشینه. در این جستار (جستار برابر فارسی Topic) از ادبیات زیبای فارسی هر چه به دستم بیاد می نویسم و از دیگر دوستان هم دعوت میکنم بنویسند تا این لذت و آرامش ارزشمند به اشتراک گذاشته بشه.

 

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

هیچ
مهمان
عکس های مهمان

گر مرد رهی نظر به ره باید داشت
خود را نگه از هزار چه باید داشت

در خانه ی دوست چو گشتی محرم
دست و دل و دیده را نگه باید داشت
---------------------------------------
گر بر سر نفس خود امیری مردی
ور بر دگری خرده نگیری مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری مردی
---------------------------------------
شاعر: پوریای ولی

elnaz.maddahi
عکس های elnaz.maddahi
User offline. Last seen 1 year 6 days ago. Offline
عضویت: 05/10/1388

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

Knight
عکس های Knight
User offline. Last seen 3 weeks 5 days ago. Offline
عضویت: 11/15/1387

یک غزل فوق العاده زیبا از حافظ:

 

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی               خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد               از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی
کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش               که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج               نروند اهل نظر از پی نابینایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان               ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
جوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگر               در کنارم بنشانند سهی بالایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست               گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
سخن غیر مگو با من معشوقه پرست               کز وی و جام می‌ام نیست به کس پروایی
این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت               بر در میکده‌ای با دف و نی ترسایی
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد               آه اگر از پی امروز بود فردایی

 

تصنیف این غزل با صدای استاد شجریان واقعا یک شاهکاره.

در مورد این غزل می گن که به خاطر بیت آخر به حافظ تهمت ارتداد و کفر میزنند. حافظ هم با بزرگی به نام مولانا زين‌الدين ابوبكر تايبادي در این مورد مشورت میکنه و این شخص پیشنهاد میده که پیش از این بیت بیتی اضافه بشه که بیت آخر رو نقل قول کنه و چون "نقل کفر، کفر نیست" این تهمت از بین میره. حافظ هم بیت ماقبل آخر رو به غزل اضافه میکنه.

هیچ
Knight
عکس های Knight
User offline. Last seen 3 weeks 5 days ago. Offline
عضویت: 11/15/1387

به خاطر ارادتم به حضرت حافظ و برای شروع:

يا رب سببي ساز که يارم به سلامت
بازآيد و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن يار سفرکرده بياريد
تا چشم جهان بين کنمش جاي اقامت
فرياد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتي کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
اي آن که به تقرير و بيان دم زني از عشق
ما با تو نداريم سخن، خير و سلامت
درويش مکن ناله ز شمشير احبا
کاين طايفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروي ساقي
بر مي‌شکند گوشه محراب امامت
حاشا که من از جور و جفاي تو بنالم
بيداد لطيفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت

گروه موسیقی اوهام با اجرای این غزل به سبک راک اثری فوق العاده شنیدنی خلق کرده است.

هیچ
Hessam
عکس های Hessam
User offline. Last seen 3 days 18 hours ago. Offline
عضویت: 03/13/1388

سلام؛

اینو باهات موافقم. هم این شعر حافظ یکی از شاهکارهاش بوده و هم موسیقی که اوهام با اون تلفیق کرده. اینم جالبه که چند سالیه خواننده ها بخصوص خواننده های غیر ایرانی رو اوردن به شعر های کلاسیک و یا سنتی ایرانیو از اونا استفاده میکنند. این گذر از موسیقی سنتی ایرانی به راک و پاپ و جاز و ......برای شعر کلاسیک ایران خیلی جای بحث و گفتگو داره ولی چیزی که اینجا بشه مطرح کرد اینه که به نظر من شعر کلاسیک در عین اینکه روحت رو به بازی میکشه ولی اونو خدشه دار نمیکنه، زخمهایی که شعر های جدید با شاعر های نامعلومش به روح آدم وارد میکنه به نظر من باعث اینهمه جنگ و دعوا و خشونت تو کوچه خیابون ها و خانواده هاست. وقتی تو ماشین میشینی و یه آهنگی و گوش میدی که از اول تا آخر داره به همه فحش و بدوبیراه میگه این حس در تو ایجاد میشه که باید اینو به ماشین بقلی هم بگی، ولی وقتی میشنوی " چنان مشتاق‏ام ای دلبر به دیدارت/ که گر روزی بر آید از دلم آهی بسوزد هفت دریا" همون موقع میخوای بپری بقل ماشین بقلیت که دستشو گذاشته رو بوق و ماچش کنی. این حقیقته من امتحان کردم{البته ماشین بقلیو ماچ نکردما} وا قعا تو روحیه آدم تاثیر داره.

زیاده گویی کردم ببخشید تا بعد.

ارسال کردن نظر جدید

  • آدرس صفحات وب و ایمیل بصورت اتوماتیک درج می شوند.
  • تگ های HTML مجاز:
  • پیوندها و پاراگراف ها بطور خودکار مورد اعمال می شوند.
  • Glossary terms will be automatically marked with links to their descriptions. If there are certain phrases or sections of text that should be excluded from glossary marking and linking, use the special markup, [no-glossary] ... [/no-glossary]. اضافه بر آن ,این عناصر HTMLاسکن نمی شوند: a, abbr, acronym, code, pre.

اطلاعات بیشتر درباره گزینه های فرمت بندی